سفارش تبلیغ
صبا
منوی اصلی
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
آمار وبلاگ

بازدید امروز : 0
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 51566
تعداد کل یاد داشت ها : 76
آخرین بازدید : 96/9/24    ساعت : 12:4 ص
>
ساعت فلش مذهبی سوره قرآن پخش زنده حرم جنگ دفاع مقدس
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
امکانات دیگر
ابر برچسب ها
المشیر ، عاشقان ولایت ، بیت العباس المشیر ، ولایت المشیر ، هیئت عاشقان ولایت المشیر ، دکتر مختاری المشیری ، عاشقان المشیر ، عاشقان ولایت المشیر ، هیئت عاشقان ولایت ، امریکا ، تاسوعای المشیر ، پایگاه المشیر ، ایران ، دکتر مختاری ، دهیاری المشیر ، شهدای المشیر ، ولایت فقیه ، ولایت فقیه چیست ، ولی عصر ، عاشورا ، بیت العباس ، دکتر مختاری مازندرانی ، خدا ، رهبری ، امام حسین ، امام زمان ، اسرائیل ، اقا از نگاه غربی ها ، المشیر میلاد امام سجاد ، اختیارات ولایت فقیه ، اخرالزمان ، اخطار ، ادم و حوا ، اربعین المشیر ، از یاران امام زمان (عج) چه تعداد زن هستند؟یاران امام زمان ، استغفار ، امام علی ، امر به معروف و نهی از منکر ، امام رضا ، امام زاده قاسم المشیر ، امریکا و گزینه های روی میز..... ، امید بخش ترین ایه قران کریم ، امید بخش ترین ایه قران کریم کدام است ، انرژی هسته ای ، انرژی هسته ای و تعلیق ان ، تروریست ، تصاویر) ، تعلیق ، تنهایی با خدا ، ثواب عطر زدن ، جانباز ، جهان ، چرا قبر حضرت زهرا (س) تا به حال پنهان مانده است؟ ، چند حدیث درباره عطر زدن ، حامدزمانی ، حـرف های یـواشکی با خـدا ، حضرت ابالفضل ، حضرت زینب=وفات حضرت زینب ، حضرت علی ، حضرت مهدی ، خبر ، رهبری و ولایت ، روستای المشیر ، ژنو و مسایل ایران ، ساده ترین دلیل ولایت فقیه ، سجده نکردن شیطان ، سوریه ، سید علی ، شب عاشورا در المشیر ، شبهاتی در مورد ولایت فقیه ، شر ، شراب ، شق القمر و اعتراف ناسا ، شگفتی های اب ، شگفتی‌ های آب از دید قرآن کریم و علم ... ، شهدا ، دردل با خدا ، دریای عجیب قرانی ، دریای عجیبی که اسم ان در قران امده... ، دست نوشته ای از شهید احمدی روشن ، رازهای جالب و خواندنی در مورد مسجدالاقصی ، رحلت امام خمینی ، رهبر ، بیت العباس المشی ، بعد چهارم قران ، بهشت ، پدر بزرگوار رهبر انقلاب ، پسر شهید مصطفی احمدی روشن همرا با عکس ، پیامبران چه زمان شام می‌خوردند؟ ، تاسوعای ، علامه بهجت و اختیارات ولایت فقیه ، علت سجده کردن شیعیان بر مهر چیست؟ ، عکس ، غزه ، فواید نماز پنج گانه ، قائم شهر ، قبر حضرت زهرا ، قمر بنی هاشم ، گزینه های روی میز ، گزینه های روی میز اثر حامد زمانی ، گناه ، مازندران ، مرسی ، مرگ بر اسرائیل ، مرگ بر امریکا ، مسجد الاقصی ، مشروبات الکلی ، مضرات شراب ، معجزات الهی بعد از عاشورا ، معجزه ی شقّ القمر و اعتراف ناسا ، مهدی ، مواظب باشیم ، مورچه ، مکان ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد کوفه ( ، نائب امام زمان ، نماز ، نماز اول وقت ، نماز اول وقت در میدان نبرد ، نوجوان قرانی=رجب=ماه رجب ، نیمه شعبان ، هیئت ، هیئت عاشقان المشیر ، یا صاحب الزمان ، یامهدی ، یزید چگونه کشته شد ، کرامات شیخ حسنعلی نخودکی ، کشته شدن یزید ، کودکان سوریه ، شهدای هسته ای ، شهر خبر ، شهید رضا شاکری ، شهید مصطفی احمدی روشن ، شهیدان ، شوخی ، شیخ نخودکی ، شیطان ، شیطان در زمان وسوسه آدم و حوا به چه شکلی بوده است؟ ، شیوه تشکر کردن ، عاشقان ، عاشقان المش ، دکتر مختاری المشیر ، هییت عاشقان ولایت ، ولادت امام زمان ، ولایت چیست ،
حدیث موضوعی ذکر روزهای هفته دانشنامه عاشورا انقلاب اسلامی مهدویت امام زمان (عج)

شب اول ماه شوال

از جمله لیالى شریفه است و در فضیلت و ثواب عبادت و احیاى آن احادیث‏ بسیار وارد شده و روایت‏ شده است که آن شب کمتر از شب قدر نیست و از براى آن چند عمل است:

اول غسل است در وقتى که غروب کرد آفتاب.

دوم احیا آن شب به نماز و دعا و استغفار و سؤال از حق تعالى و بیتوته در مسجد.

سوم آنکه بخواند در عقب نماز مغرب و عشا و نماز صبح و عقب نماز عید الله اکبر الله اکبر لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا.

چهارم آنکه چون نماز مغرب و نافله آن را خواند دستها را بسوى آسمان بلند کند و بگوید یا ذا المن و الطول یا ذا الجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی کل ذنب احصیته و هو عندک فی کتاب مبین پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید اتوب الى الله پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد و در روایت‏ شیخ است که: بعد از نماز مغرب به سجده رود و بگوید یا ذا الحول یا ذا الطول یا مصطفیا محمدا و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی کل ذنب اذنبته و نسیته انا و هو عندک فی کتاب مبین پس بگو صد مرتبه اتوب الى الله.

پنجم زیارت کند امام حسین علیه السلام را که فضیلت‏ بسیار دارد و زیارت مخصوصه این شب در باب زیارات بیاید ان شاء الله.

ششم ده مرتبه بگوید ذکر یا دائم الفضل را که در اعمال شب جمعه گذشت.

هفتم بجا آورد ده رکعت نمازى که در شب آخر ماه رمضان گذشت.

هشتم بجا آورد دو رکعت نماز در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در دوم یک مرتبه بخواند و بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه بگوید اتوب الى الله پس بگوید یا ذا المن و الجود یا ذا المن و الطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه و آله صل على محمد و آله و افعل بی کذا و کذا و به جاى آن حاجات خود را بطلبد و روایت است که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام این دو رکعت را به این کیفیت‏ بجا مى‏ آورد پس سر از سجده برمى‏داشت و مى‏ فرمود به حق آن خداوندى که جانم به دست قدرت او است هر که این نماز را بکند هر حاجت از خدا بطلبد البته عطا کند و اگر به عدد ریگهاى بیابان گناه داشته باشد خدا بیامرزد و در روایت دیگر به جاى هزار مرتبه توحید صد مرتبه وارد شده لکن نماز را بعد از نماز مغرب و نافله آن باید بجا آورد و شیخ و سید بعد از این نماز این دعا را نقل کرده ‏اند

یا الله یا الله یا الله یا رحمان یا الله یا رحیم یا الله یا ملک یا الله یا قدوس یا الله یا سلام یا الله یا مؤمن یا الله یا مهیمن یا الله یا عزیز یا الله یا جبار یا الله یا متکبر یا الله یا خالق یا الله یا بارئ یا الله یا مصور یا الله یا عالم یا الله یا عظیم یا الله یا علیم یا الله یا کریم یا الله یا حلیم یا الله یا حکیم یا الله یا سمیع یا الله یا بصیر یا الله یا قریب یا الله یا مجیب یا الله یا جواد یا الله یا ماجد یا الله یا ملی یا الله یا وفی یا الله یا مولى یا الله یا قاضی یا الله یا سریع یا الله یا شدید یا الله یا رءوف یا الله یا رقیب یا الله یا مجید یا الله یا حفیظ یا الله یا محیط یا الله یا سید السادات یا الله یا اول یا الله یا آخر یا الله یا ظاهر یا الله یا باطن یا الله یا فاخر یا الله یا قاهر یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا ودود یا الله یا نور یا الله یا رافع یا الله یا مانع یا الله یا دافع یا الله یا فاتح یا الله یا نفاح [نفاع ]یا الله یا جلیل یا الله یا جمیل یا الله یا شهید یا الله یا شاهد یا الله یا مغیث‏یا الله یا حبیب یا الله یا فاطر یا الله یا مطهر یا الله یا ملک [ملیک ]یا الله یا مقتدر یا الله یا قابض یا الله یا باسط یا الله یا محیی یا الله یا ممیت‏یا الله یا باعث‏یا الله یا وارث یا الله یا معطی یا الله یا مفضل یا الله یا منعم یا الله یا حق یا الله یا مبین یا الله یا طیب یا الله یا محسن یا الله یا مجمل یا الله یا مبدئ یا الله یا معید یا الله یا بارئ یا الله یا بدیع یا الله یا هادی یا الله یا کافی یا الله یا شافی یا الله یا علی یا الله یا عظیم یا الله یا حنان یا الله یا منان یا الله یا ذا الطول یا الله یا متعالی یا الله یا عدل یا الله یا ذا المعارج یا الله یا صادق یا الله یا صدوق یا الله یا دیان یا الله یا باقی یا الله یا واقی یا الله یا ذا الجلال یا الله یا ذا الاکرام یا الله یا محمود یا الله یا معبود یا الله یا صانع یا الله یا معین یا الله یا مکون یا الله یا فعال یا الله یا لطیف یا الله یا غفور یا الله [یا جلیل یا الله ]یا شکور یا الله یا نور یا الله یا قدیر [قدیم ]یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله یا رباه یا الله اسالک ان تصلی على محمد و آل محمد و تمن علی برضاک و تعفو عنی بحلمک و توسع علی من رزقک الحلال الطیب و من حیث احتسب و من حیث لا احتسب فانی عبدک لیس لی احد سواک و لا احد اساله غیرک یا ارحم الراحمین ما شاء الله لا قوة الا بالله العلی العظیم پس به سجده مى‏روى و مى‏گویى یا الله یا الله یا الله یا رب یا رب یا رب یا منزل البرکات بک تنزل کل حاجة اسالک بکل اسم فی مخزون الغیب عندک و الاسماء المشهورات عندک المکتوبة على سرادق عرشک ان تصلی على محمد و آل محمد و ان تقبل منی شهر رمضان و تکتبنی من الوافدین الى بیتک الحرام و تصفح لی عن الذنوب العظام و تستخرج لی یا رب کنوزک یا رحمان.

نهم چهارده رکعت نماز کند

بخواند در هر رکعتى حمد و آیة الکرسی و سه مرتبه قل هو الله احد تا براى او باشد به هر رکعتى ثواب عبادت چهل سال و عبادت هر که روزه گرفته و نماز خوانده در آن ماه.

دهم شیخ در مصباح فرموده که در آخر شب غسل کن و بنشین در جاى نماز خود تا طلوع فجر.

اعمال روز اول ماه شوال

روز اول ماه شوال روز عید فطر است و اعمال آن چند چیز است:

اول آنکه بخوانى بعد از نماز صبح و نماز عید آن تکبیراتى را که در شبش بعد از نماز فریضه مى‏خواندى.

دوم آنکه بخوانى بعد از نماز صبح دعایى را که سید روایت کرده اللهم انی توجهت الیک بمحمد امامی الخ.

و شیخ این دعا را بعد از نماز عید ذکر فرموده.

سوم بیرون کردن زکات فطره است از هر سرى صاعى پیش از نماز عید به تفصیلى که در کتب فقهیه است و بدان که زکات فطره واجب مؤکد است و شرط قبولى روزه ماه رمضان و سبب حفظ تا سال دیگر است و حق تعالى آن را مقدم بر نماز ذکر فرموده در این آیه شریفه قد افلح من تزکى و ذکر اسم ربه فصلى.

چهارم غسل است. و بهتر آن است که اگر ممکن شود از نهر غسل کنى و وقت آن بعد از طلوع فجر است تا زمان به جا آوردن نماز عید چنانچه شیخ فرموده و در جزء روایتى است که غسل را در زیر سقفى بکن و چون خواستى غسل کنى بگو اللهم ایمانا بک و تصدیقا بکتابک و اتباع سنة نبیک محمد صلى الله علیه و آله پس بسم الله بگو و غسل کن و چون از غسل فارغ شدى بگو اللهم اجعله کفارة لذنوبی و طهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس.

پنجم پوشیدن جامه نیکو و بکار بردن بوى خوش و رفتن به صحرا در غیر مکه براى نماز کردن در زیر آسمان.

ششم پیش از نماز عید در اول روز افطار کنى. و بهتر آن است که به خرما یا به شیرینى باشد و شیخ مفید فرموده مستحب است تناول کردن مقدار کمى از تربت‏ سید الشهداء علیه السلام که شفا است از براى هر دردى.

هفتم آنکه چون مهیا شدى از براى رفتن به نماز عید بیرون نروى مگر بعد از طلوع آفتاب و آنکه بخوانى دعایى را که سید در اقبال نقل کرده (از جمله از ابو حمزه ثمالى روایت کرده از حضرت امام محمد باقر علیه السلام که فرمود: بخوان در عید فطر و قربان و جمعه وقتى که مهیا شدى به جهت‏بیرون رفتن به نماز این دعا را اللهم من تهیا فی هذا الیوم او تعبا او اعد و استعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و نوافله و فواضله و عطایاه فان الیک یا سیدی تهیئتی و تعبئتی و اعدادی و استعدادی رجاء رفدک و جوائزک و نوافلک و فواضلک و فضائلک و عطایاک و قد غدوت الى عید من اعیاد امة نبیک محمد صلوات الله علیه و على آله و لم افد الیک الیوم بعمل صالح اثق به قدمته و لا توجهت‏بمخلوق املته و لکن اتیتک خاضعا مقرا بذنوبی و اساءتی الى نفسی فیا عظیم یا عظیم یا عظیم اغفر لی العظیم من ذنوبی فانه لا یغفر الذنوب العظام الا انت‏یا لا اله الا انت‏یا ارحم الراحمین.

هشتم خواندن نماز عید است. و آن دو رکعت است در رکعت اول حمد و سوره اعلى بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیر این قنوت را بخواند

اللهم [انت اهل ] اهل الکبریاء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اسالک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلى الله علیه و آله ذخرا و شرفا و مزیدا ان تصلی على محمد و آل محمد و ان تدخلنی فی کل خیر ادخلت فیه محمدا و آل محمد و ان تخرجنی من کل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتک علیه و علیهم اجمعین اللهم انی اسالک خیر ما سالک منه عبادک الصالحون و اعوذ بک فیه مما استعاذ منه عبادک الصالحون المخلصون

پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد به رکعت دوم و بعد از حمد سوره و الشمس بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیرى آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح زهرا علیها السلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهاى بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعاى چهل و ششم صحیفه کامله باشد [72]و مستحب است که نماز عید در زیر آسمان و بر روى زمین بدون فرش و بوریا واقع شود و آنکه برگردد از مصلى از غیر آن راهى که رفته بود و دعا کند از براى برادران دینى خود به قبولى اعمال.

نهم زیارت کند امام حسین علیه السلام را.

دهم بخواند دعاى ندبه را که بعد از این بیاید ان شاء الله تعالى و سید بن طاوس فرموده که چون از دعا فارغ شود به سجده رود و بگوید اعوذ بک من نار حرها لا یطفى و جدیدها لا یبلى و عطشانها لا یروى پس بگذارد گونه راست را و بگوید الهی لا تقلب وجهی فی النار بعد سجودی و تعفیری لک بغیر من منی علیک بل لک المن علی پس بگذارد گونه چپ را و بگوید ارحم من اساء و اقترف و استکان و اعترف پس برگردد به حال سجده و بگوید ان کنت‏بئس العبد فانت نعم الرب عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک یا کریم پس بگوید العفو العفو صد مرتبه آنگاه سید فرموده و لا تقطع یومک هذا باللعب و الاهمال و انت لا تعلم ا مردود ام مقبول الاعمال فان رجوت القبول فقابل ذلک بالشکر الجمیل و ان خفت الرد فکن اسیر الحزن الطویل.

 

منبع:shohada.parsiblog






برچسب ها : المشیر  , بیت العباس المشیر  , دکتر مختاری مازندرانی  , پایگاه المشیر  , هییت عاشقان ولایت  ,

      

عزاداری تاسوعای حسینی در روستای المشیر قائم شهر

 

MHB_5098 MHB_5102 MHB_5115 MHB_5123 MHB_5125 MHB_5127 MHB_5128 MHB_5130 MHB_5133 MHB_5134 MHB_5137 MHB_5140 MHB_5144 MHB_5158 MHB_5159 MHB_5161 MHB_5163 MHB_5167 MHB_5170 MHB_5175 MHB_5179 MHB_5183 MHB_5186 MHB_5188 MHB_5189 MHB_5192 MHB_5194 MHB_5197 MHB_5204 MHB_5210 MHB_5212 MHB_5214 MHB_5220 MHB_5228 MHB_5234 MHB_5238 MHB_5241 MHB_5245 MHB_5005 MHB_5006 MHB_5011 MHB_5012 MHB_5020 MHB_5023 MHB_5024 MHB_5027 MHB_5030 MHB_5033 MHB_5037 MHB_5044 MHB_5046 MHB_5050 MHB_5055 MHB_5061 MHB_5065 MHB_5231 MHB_5246 MHB_5076 MHB_5080 MHB_5083 MHB_5092 MHB_5096 MHB_5074 MHB_5099

امام زاده قاسم(ع) در روستای المشیر قائمشهر هرساله در روزهای محرم علی الخصوص تاسوعا و عاشورا میزبان عزاداران از شهرها و روستاهای همجوار است.






برچسب ها : المشیر  , عاشقان ولایت  , بیت العباس المشیر  , دکتر مختاری  , تاسوعای المشیر  , پایگاه المشیر  , دهیاری المشیر  , تاسوعای  , هیئت عاشقان المشیر  ,

      

یـــــــــا حـــســیـــــــــــن

یـــــــــا حـــســیـــــــــــن

امروز کمی هوایی اربابم / از صبح دلم گرفته و بی تابم.تقویم بیاورید ای وای حسین / شب اول است و من در خوابم.صلی الله و علیک یا ابا عبدالله



عاشورا

عاشورا را به دهمین و دهمین روز و تاسوعا به معنای نهمین است. عاشورا از ریشة عشر به معنای ده تاسوعا هم از ریشة تسع که به معنای نه است. در عبری روز دهم اولین ماه سال تشرین عاشورا گفته می‌‌ شد که برابر است با اولین ماه سال قمری. و به همین جهت دهمین روز محرم را عاشورا گویند. اگر چه این لفظ می تواند بر نهمین و دهمین روز هر ماه اطلاق شود، اما فقط بر نهمین و دهمین روز محرم اطلاق شده است.

در تاریخ جاهلیت عاشورا از روزهای عید رسمی و ملی بوده و در آن روزگار در چنین روزی روزه می‏گرفتند، لباس فاخر می‏پوشیدند و چراغانی و خضاب می‏کردند. در اسلام با تشریع روزه رمضان آن روزه فسخ شد.

عاشورا: روز تکریم انبیاء
گفته‏اند علت نام گذاری روز دهم به عاشورا آن است که ده نفر از پیامبران با ده کرامت در این روز مورد تکریم الهی قرار گرفتند.
روز دهم محرم هم یاد آور و اقعه شهادت امام (ع) و یارانش می‏باشد. این روز از عظیم‏ترین روزهای سوگواری به حساب می‏آید. می‏توان گفت عاشورا همان دهم محرم است، چون پیامبران برای حادثه‏ای‏ که در این روز واقع می‏شود گریسته‏اند، در فرهنگ دینی هم چنان باقی مانده است.

 


عاشورا: روزه یهود
از سوی دیگر روز غلبه موسی بن عمران بر فرعون است، لذا همواره یهودی‏ها روزه می‏گرفته‏اند و پیامبر وقتی مدینه مشرف شدند به ایشان خبر دادند که یهودی‏ها امروز روزه‏اند، زیرا معتقدند که روز غلبه موسی بر فرعون است. از این رو حضرت موسی فرمود به شکرانه این پیروزی روزه بگیرید، پیامبر تا شنید فرمود: "انّا احق باحیاء سنّت اخی موسی". من دستور می‏دهم روز تاسوعا را هم روزه بگیرید، زیرا مقدمه و طرح پیروزی در آن روز ریخته شده است، ولی اکنون روزه گرفتن مکروه است.
در فرهنگ شیعی،‌ به خاطر شهادت امام حسین(ع) در این روز، عظیم ترین روز سوگواری و ماتم به حساب می آید، زیرا بزرگترین فاجعه و ستم در مورد خاندان پیامبر انجام گرفته است؛ از این رو امام صادق(ع) فرمود: "و أمّا یوم عاشورا فیوم أصیب فیه الحسین(ع) ضریعاً بین أصحابه و أصحابه حوله صرعی عراة؛ عاشورا روزی است که حسین(ع) میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد. یاران او نیز پیرامون او به خاک افتاده و عریان بودند".
شیعیان امام حسین(ع) در ایام محرم، به ویژه روز عاشورا عزاداری نموده و یاد و خاطرة آن روز را زنده نگه داشته اند، از این رو این روز به نام عاشورای حسینی شهرت یافت. البته امویان بعد از شهادت امام حسین (ع) در این روز شادی می کردند. از این رو در زیارت عاشورا آمده است: "اللّهم هذا یوم تبرّکت به بنو امیّة وابن آکلة الاکباد"

تاسوعا:
همچنانکه گفتیم پیامبر به عنوان مقدمه و طرح پیروزی، روز تاسوعا به روزه گرفتن سفارش نمود. ولی اکنون روزه گرفتن مکروه است.
در فرهنگ شیعی، روز نهم محرم روزی است که امام حسین(ع) و یارانش در محاصره نیرهای کوفه قرار گرفتند. روزی که آب را به روی اهل بیت بستند، و عصر آن روز عمر بن سعد با دستوری که از ابن زیاد دریافت کرد، آماده جنگ با حسین(ع) شد. اما به دستور امام(ع) آن شب را مهلت خواستند، تا به عبادت و راز و نیاز بپردازند.
این روز به دلیل این که بر اهل بیت سخت گذشت و شاید یکی از روزهای بسیار سخت و مصیبت بر خاندان پیامبر بود، تاسوعای حسینی نام گرفت. امام صادق(ع) فرمود: "تاسوعا روزی است که حسین(ع) و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامیان بر ضد آنان گرد آمد. ابن زیاد و عمر سعد از فراهم آمدن آن همه سوار خوشحال شدند و آن روز، حسین(ع) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند دیگر برای او یاوری نخواهد آمد و عراقیان او را پشتیبانی نخواهند کرد".
در روایتی می خوانیم : حضرت موسی بن عمران 7در مناجات خود عرضه داشت : بار خدایا! چرا امت حضرت محمّد را بر دیگر امت ها برتری دادی ؟ خطاب آمد: به خاطر ده چیز. حضرت موسی عرض کرد: آن ده چیز کدام است تا به بنی اسرائیل بگویم عمل کنند؟ فرمود: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، جمعه، جماعت، قرآن، علم و عاشورا. حضرت موسی عرض کرد: عاشورا چیست ؟ خطاب رسید: عاشورا عبارت است از گریستن یا حالت گریه به خود گرفتن و نوحه و مرثیه خواندن در عزای سبط رسول خدا6
ای موسی ! هیچ بنده ای از بندگانم بر حسین و مظلومیت او گریه و ناله نمی کند مگر این که اهل بهشت خواهد بود. 
ازحدیثی از حضرت رضا(ع) فهمیده می شود کار کردن تنها در روز عاشورا منع شده است , نه تاسوعا; وانگهی کار در روزعاشورا حرام نیست ; مکروه است چون خیر و برکت و یمن ندارد.
شاید علّت کراهتش این باشد که وقتی امام حسین 7با آن عظمتش برای حفظ اسلام و ناموس و شرف وانسانیت , جان خود و فرزندان و بستگان و در یک کلمه همه چیز را در راه خدا داده و با بدن چاک چاک و عریان روی خاک تقتیدهء کربلا افتاده است , شایسته نیست انسان در چنین روزی برای زندگی دنیوی ذخیره ای تهیه نماید,بلکه بسیار به جا است در تکایا و مساجد و مجالس عزا شرکت کرده و برای امام 7و خاندانش گریه نموده و حالت حزن و اندوه بگیرد .

 

 

تاسوعا:

تاسوعا
سخن از قیام پیامبران، امامان و مصلحان بزرگ تاریخ بسیار است که در این میان حسین(ع) جایگاه ویژه ای دارد. او شاهد و وارث تاریخی است که در آن جنایت و بیداد و نیرنگ و فریب به نهایت رسیده است. او می بیند که اگر ساکت بماند همه چیز پایمال می شود. این است که مراسم حج را نیمه کاره می گذارد و به سوی شهادت می رود. «تا به بشریت و به تاریخ بفهماند که در حاکمیت جور، حج مفهومی ندارد. تا شعار عدالت اجتماعی و قیام مردم به قسط به اجرا در نیاید، تا استعدادهای خدایی انسان مجالی برای شکوفایی پیدا نکنند»، اسلام که خود برای نجات انسان از اسارت و بردگی است وسیله ای می شود برای توجیه استبداد و استثمار و می بینیم که در عاشورای سال 61 هجری جبهه باطل نه به نام دفاع از ارزش های بی ارزش خویش که به نام دفاع از اسلام، با همه نیرو و توان خود در مقابل حسین(ع) صف آرایی کرد. و یک بار دیگر سایه های شوم ابلیس، زر و زور و تزویر آشکارا با هم، هم پیمان شدند و فرزند پاک محمد(ص) ،علی(ع) و فاطمه(ع) را به عنوان کسی که از دین خارج شده است محکوم و قتل او را توجیه شرعی می کنند. حسین(ع) در صحرای نینوا مردانه می ایستد و با خون خویش نهال آزادی و رهایی انسان و اسلام را آبیاری می کند و سپاه کفر به شکرانه این پیروزی جشن می گیرد، خیمه های حسین(ع) را به آتش می کشد و زنان و فرزندانش را به اسارت می برد.

برای بزرگداشت آن حماسه، مسلمانان و آزادگان در سالگرد حماسه سازان عاشورا به سوگ می نشینند.



روز تاسوعا

روز نهم ماه محرم که معروف به تاسوعا است، آخرین روزى بود که امام حسین علیه السلام و یارانش شبانگاه آن را درک کرده بودند و این روز به شب عاشورا پیوند خورد. بدین جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بیت علیهم السلام از اهمیت بالایى برخوردار است . مسلمانان تاریخ ساز ایران اسلامى همچون بسیاری از مسلمانان سراسر گیتی، این روز را منتسب به غیرت ا... و ساقی دشت کربلا، حضرت ابوالفضل العباس (ع) میدانند، بسان روز عاشورا گرامى داشته و به سوگوارى مى پردازند.

تاسوعا بزرگداشت شهادت اسوه ایثار و ادب و دلاوری و وفا و حقگزاری عباس بن علی(ع) است و با گذشت بیش از هزار و سیصد سال ، هنوز تاریخ، روشن از کرامتهای اوست و نام او با وفا و ادب و مردانگی همراه است.

آن سردار فداکار با لبی تشنه و جگری سوخته، پا به فرات گذاشت، امّا جوانمردی و وفایش نگذاشت که او آب بنوشد و امام و اهل ‏بیت و کودکان تشنه کام باشند. لب تشنه از فرات بیرون آمد تا آب را به کودکان برساند.

خود از آب ننوشید و فرات را تشنه لبهای خویش نهاد و برگشت و دستِ عطش فرات، دیگر هرگز به دامن وفای عباس نرسید. این ایثار را کجا می‏توان یافت و این همه فداکاری مگر در واژه میگنجد و با کلام قابل بیان است؟

دستان ابواالفضل(ع) قلم شد و این دستها برای آزادگان جهان علم گشت و عباس آموزگار بی بدیل فتوّت و مردانگی در تاریخ شد. و چه به حق او را غیرت ا... العظمیم نامیده اند.



در این روز مهم ، چند رویداد سرنوشت ساز در سرزمین کربلا واقع گردید که به آن ها اشاره مى کنیم:
1- ورود شمر به کربلا

شمر بن ذى الجوشن که در دشمنى به اهل بیت علیهم السلام پیش قدم تر از دیگران بود و با حرارت ویژه اى در واقعه کربلا حضور بهم رسانید، نامه شدید اللحن عبیدالله را در روز نهم ماه محرم به دست عمر بن سعد رسانید و او را از منظور عبیدالله باخبر گردانید.

پسر سعد که نسبت به صلح با امام حسین علیه السلام خوشبین بود و در این راه تلاش زیادى به عمل آورده بود، یک باره در برابر نامه عبیدالله قرار گرفت و راه گریزى براى خود نیافت. او على رغم میلش یا با امام حسین علیه السلام مى بایست نبرد مى کرد و یا فرماندهى را از دست مى داد و براى همیشه از دست یابى به حکومت رى محروم مى شد.

پذیرفتن هر یک از این دو راه براى او دشوار بود، ولى حب ریاست و هواى نفس ، چنان بر وى غلبه یافته بود که بدون در نظر گرفتن قیامت و موقعیت دینى و اجتماعى امام حسین علیه السلام و قرابت وى با پیامبر صلى الله علیه و آله ، راه نخست را انتخاب کرد و با این نیت که مى توان امام حسین علیه السلام را به شهادت رسانید ولى پس از آن ، توبه کرد و در پیش ‍ گاه جدش محمد مصطفى صلى الله علیه و آله درخواست بخشش نمود؛ ولى اگر حکومت رى را از دست بدهد، هرگز به آن نخواهد رسید، تصمیم گرفت که فرمان عبیدالله را اجرا کند و با امام حسین علیه السلام به نبرد بپردازد. به همین جهت سپاهیانش را آرایش داد و آنان را آماده حمله نمود.



2 – امان نامه براى ابوالفضل العباس علیه السلام

شمر، که فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر کلیدى و پلید واقعه کربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین علیهاالسلام یعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین علیه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقیقت طلب امام حسین علیه السلام جدا سازد.

ام البنین ، همسر حضرت على علیه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداکار بود که همگى در رکاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در کربلا حاضر بودند.
حضرت عباس علیه السلام که بزرگترین آنان است ، از شهرت به سزایى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زیبا، قامت موزون ، دلاورى ، غیرت و شجاعت بى مانندش ، به (( قمر بنى هاشم )) معروف شده بود.

ام البنین از قبیله بنى کلاب بود که شمر بن ذى الجوشن نیز به همین تبار انتساب پیدا مى کرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیکى خیمه گاه امام حسین علیه السلام آمد و با صداى بلند فریاد زد: خواهرزادگانم کجایند؟

امام حسین علیه السلام که منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیکن با شما قرابت و خویشى دارد.

حضرت عباس علیه السلام به همراه سه برادر خود، در نزد شمر حاضر شدند و از او پرسیدند: حاجت تو چیست؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان منید. بدانید تا ساعتى دیگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از یاران حسین بن على علیه السلام زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم. شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این که دست از یارى برادرتان حسین علیه السلام بردارید و سپاهیانش را ترک کنید.

حضرت عباس علیه السلام که کانون وفادارى و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى که از یاران برادر و مولایمان حسین علیه السلام دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاک آنان درآوریم . آیا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله امانى نیست؟

شمر از پاسخ دندان شکن فرزندان ام البنین ، خشمناک شد و به خیمه گاه خویش برگشت . هم چنین روایت شده است : در میان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام ((عبدالله بن ابى محل بن حزام )) که برادرزاده ام البنین علیهاالسلام بود. وى هنگامى که با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در میان سپاهیان امام حسین علیه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش ((کزمان )) براى آنان ارسال کرد. او ، فرزندان ام البنین علیهاالسلام را صدا زد و آنان را امان نامه پسر دایى شان باخبر گردانید. حضرت عباس علیه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دایى ما سلام برسان و بگو که ما نیازى به امان نامه شما نیست . امان خدا، بهتر است از امان شما.

3- فرمان حمله عمومى 

عمر بن سعد، پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، احساس کرد، اگر در مبارزه با امام حسین علیه السلام تعلل بورزد، موقعیت خویش را از دست خواهد داد و شمر به جاى او به فرماندهى سپاه خواهد رسید. بدین جهت در عصر تاسوعا بدون هیچ گونه اخطار قبلى و با دست پاچگى تمام فرمان حمله عمومى به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام را صادر کرد.

وى با گفتن (( یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى )) تلاش ‍ نمود تا کردار خویش را بایسته جلوه دهد و روحیات متزلزل سپاهیان خویش را تقویت کند، تا مبادا در نبرد با فرزند زاده رسول خدا صلى الله علیه و آله دچار سردرگمى و سستى و پراکندگى گردند. سپاه کفر پیشه عمر بن سعد، یک پارچه به حرکت درآمده و به سوى خیمه هاى امام حسین علیه السلام هجوم آوردند.

امام حسین علیه السلام در این هنگام خیل عظیم سپاهیان دشمن را در روبروى خیمه هاى خود مشاهده نمود.

آن حضرت ، بلادرنگ برادرش عباس ین على علیه السلام را طلبید و وى را به همراه بیست تن از یاران فداکارش چون زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر به سوى سپاه دشمن فرستاد، تا عمر بن سعد را ملاقات کرده و علت آتش افروزى هاى بى حاصل آنان را جویا گردند. حضرت عباس علیه السلام به همراه یاران امام حسین علیه السلام به سپاهیان دشمن نزدیک شد و از سرکردگان آنان پرسید:

منظور شما از این حرکت بى جا و غوغاها چیست؟ آنان پاسخ دادند: از امیر عبیدالله بن زیاد فرمان آمده است که باید بر شما عرضه کنیم و آن این است که یا در طاعت او درآیید و با وى بیعت کنید و یا آماده نبرد سرنوشت ساز باشید!

حضرت عباس علیه السلام فرمود: پس قدرى تامل کنید تا من این گزارش را به سرورم حسین علیه السلام برسانم .

حضرت عباس علیه السلام ، پیام دشمن را به امام علیه السلام رسانید. امام حسین علیه السلام به وى فرمود: به سوى ایشان برو و از آنان مهلت بخواه که امشب را صبر کنند و کار نبرد را به فردا واگذار کنند. چون دوست دارم در شب آخر عمرم مقدارى بیشتر به نماز و عبادت بپردازم و خدا مى داند که من به راز و نیاز با وى و نیایش در درگاهش چه قدر علاقمندم .

حضرت عباس علیه السلام مجددا پیام امام حسین علیه السلام را به دشمن رسانید. عمر بن سعد که مظنون به مسامحه کارى شده بود و شمر را رقیب خود مى دید، از درخواست امام حسین علیه السلام سرباز زد و گفت: براى حسین ، دیگر مهلتى نیست !

لیکن برخى از فرماندهان سپاه ، از جمله قیس بن اشعث و عمر بن حجاج بر او اعتراض کرده و گفتند: اگر سپاهیان کفر و شرک از ما مهلت مى خواستند، ما دریغ نمى کردیم ولى مهلت دادن به فرزند زاده رسول خدا صلى الله علیه و آله دریغ مى ورزیم؟ لازم است او را مهلت دهید. عمر بن سعد، ناگزیر درخواست امام حسین علیه السلام را پذیرفت و پیام داد که یک شب را به شما مهلت دادم ولى بامدادان فردا اگر بر فرمان امیر، سر طاعت فرود نیاورید، فیصله کار را به شمشیر مى سپاریم . در این هنگام ، آرامش نسبى حاکم گردید و هر دو سپاه به خیمه گاه خویش برگشته و منتظر فرا رسیدن روز بعد شدند.



برای بهره مند شدن هر چه بیشتر از کرامات آن حضرت و توسل به باب الحوائج عباس بن علی علیهم السلام به لینک زیر مراجعه نمائید:


عاشورا:

روزها رازهایی درسینه دارند که تقدیم روشن بینان می شود . آنهایی که چشم های خود را به روشنایی می بندند توانایی نگریستن به خورشید بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت می آموزند و بر واقعه ها با دیده تعبیر می نگرند، آیات نیک را شاکرند و بر نشانه های هیبت و عسرت صابر. زیرا شکر به فراخی و صبر به تنگی نشان خردمندی است.

عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپیروزی خون برشمشیر است. غلبه فریاد مظلوم بر عربده کشی ظالم تا بن دندان مسلح پیروزی و نصرتی که هلهله کنان کوفی و شامی آن را با چشمان بسته به آفتاب خود ندیدندو از بالای نیزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالی که نمی دانستند باخود رایت پیروزی حسین شهید (ع) را به دوش می کشند و با هلهله خویش کوس رسوایی خود رابر کوی و برزن می زنند.

امروز ، تاریخ پیروزی حسین بن علی (ع) را به گواهی نشسته است، پیروزیی که از بستر جهاد و متن خون شکوفا شد و آرمانهای والای اورا با جریان تاریخ نسل به نسل بشری واگویه کرد.

حماسه‌ی عاشورا سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهی و نشان آفرینش عزت و اقتدار و آرمان گرایی بزرگ زنانی است که حیات اسلام ناب محمدی (ص) و آزادگی و آزادی را امداد جاودانه پایمردی و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسینی و انقلاب فیاض و جوشان عاشورا یک بعثت بدون وحی و شکفتن گلبانگ توحید در چکاچک شمشیر بر بلندای سر نیزه هاست،‌کربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از یک سو و تبلور قساوت و حد اعلای فاجعه از طرف دیگر است و نینوا سرزمینی بی مانند برای نمایش تمامی عشق بر پرده هستی است،‌ واضح است که دایره آفرینش را بی کربلا وجودی نیست منظومه معارف عارفان و سیر سالکان الی الله و جهاد مجاهدین فی الله و مجاهده عالمان فی سبیل الله را بی حسین (ع) و زینب در باغ خاطر نمی توان گذراند. به راستی اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرینش، گوهری چون حسین (ع) و مرواریدی چون زینب (س) نداشت، کار کدامین نبی به کمال می رسید و راه کدامین رسول به نهایت پیوند می خورد؟ حسین و عاشورا و زینب ناموس دهر و باعث بقای هستی و تداوم راه پاکان و صالحان برای همیشه تاریخ بشر هستند، از پیامبران اولوالعزم تا مردمان عادی همه در جستجو و رهپوی مردان و زنان روزگار و سرزمینی هستند که پرچم هدایتشان در دستهای استوار زینب (س) و نهال آرزویشان در چشمه سار همیشه جوشان حسین (ع) استقرار یافته و نور خود را در چهره‌ی گلگون عاشورا به نظاره می نشینند.

کاروان اسرا

مورخان اسلامى نوشته‏ اند که اسیران آل محمد(ص) را روز دوازدهم محرم وارد کوفه کردند. کوفه براى خاندان وحى شهرى آشنا بود، برخى از بانوان کاروان اسیران همچون زینب(س) روزگارى نه چندان دور، خود بانوى گرانقدر این شهر بود. این شهر مدتى مرکز حکومت امام على(ع) بود و مردم این شهر خاندان على(ع) را از یاد نبرده بودند. على ‏بن ‏الحسین ، زینب (س) دخت گرامی علی (ع) و دیگر اهل بیت پیامبر اکرم (ص) را.

اهـل بـیـت رسـول خـدا(ص ) را هـمـانـنـد اسـیـران وارد کوفه کردند امام سجاد(ص ) از شدت بیمارى رنجور شده بود، ولى با این حال او را در غل و زنجیر کرده بودند.
مـردم کـوفـه با دیدن کاروان اسیران شیون و زارى سر دادند. زینب کبرى (س) دختر امیرالمؤمنین به مـردم اشـاره کـرد کـه خاموش باشید! یکباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زینب (س) زبان به سخن گشود:
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاکش باد. اى اهـل کـوفـه! اى مـردم مکار حیله باز! آیا گریه مى کنید؟
اشکتان خشک مباد، ناله هایتان آرام نـگـیرد. شما در مثل مانند زنى هستید که رشته خود را محکم تافته، سپس تارتار از هم مى گسلد. سـوگـندهایتان رادست آویز فساد کرده اید، آیا جز لاف و تکبر و فساد و چاپلوسى کنیزان و سخن چینى دشمنانه چیزى دیگرى در شما هست؟
شما به سبزه خاکروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانید، براى خود توشه اى پیش فرستادید که خشم خدا را برانگیخت و در عذاب، جاودانه شدید. آیا گریه و زارى مى کنید؟
آرى! بـه خدا شایسته گریه اید، بسیار بگریید و کم بخندید که نصیبتان ننگ و عار شد، ننگى که تا ابـد پـاک نشود چگونه مى توانید این ننگ را از دامن خود بشویید که فرزند خاتم انبیا، سید جوانان بـهـشتى را کشته اید، آنکه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود، آنکه دلیل روشن و زبـان گـویـاى شـمـا بـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتید، دور باشید از رحمت خدا و نابودى نـصـیـبـتـان بـاد، سـعـیتان به نومیدى انجامید، دست ها بریده شد، سوداى پر زیانى کردید، خشم پروردگار را براى خود خریدید و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بـر شـمـا! مـى دانـیـد چـه جگرى از رسول خدا شکافتید و چه پرده نشینى را از پرده بیرون کشیدید و چه خونى ریختید و چه حرمتى را شکستید، کار بسیار زشتى مرتکب شدید، چیزى نمانده کـه آسـمـان و زمین شکاف بردارد و کوهها ویران شوند. آنچه کردید بزرگ، دشوار، بد، کژ، زشت و شوم است و چنان بزرگ که زمین و آسمانها را پر کرده، آیا شگفت دارید اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خوارکننده تر است و شما را در آن روز یاورى نیست.
مـهـلـت شـمـا را مـغـرور نـسازد که خداى تعالى از شتابکارى به دور است و همیشه براى انتقام فرصت دارد و در کمین گاه است.

حال وظیفه امام سجاد(ع) بود که آرمان کربلائیان را در لباس جهاد اسارت و در قالب جدال و مواعظ احسن به گوش همگان برساند. و مردمان مقهور سیاست جهالت پرورى امویان را به اسلام راستین، اسلام محمد و على(ع) و اسلام قرآن رهنمون گردد. مسؤولیت سترگ پیام ‏رسانى عاشورائیان بر شانه ‏هاى امام ساجدان و عارفان سنگینى مى ‏کرد. او مى ‏بایست در عصر نومیدى از پیروزى حرکت مسلحانه به روش دیگر به بیان مسأله رهبرى و امامت، لزوم شناخت امام عادل و نشانه‏ هاى امام عدل و نشانه‏ هاى رهبران فاسد و ستم پیشه بپردازد. و مردم غافل و به جهل واداشته را به وظایف شان در برابر رهبر عادل و همت براى اصلاح جامعه بیدار سازد. تفکر اصیل اسلامى را براى جامعه تبیین نماید تا امید به ایجاد حکومت اسلامى توسط خاندان وحى را در دل همگان احیا سازد. از سوى دیگر او خود شاهد واقعه کربلا بود و همت گمارد؛ تا یاد و خاطره حماسه‏سازان عاشورا را در نهاد جامعه اسلامى بارور سازد. دشمن نیز همچون تمامى عصرها این نکته را دریافته بود که مرکز اصلى انقلاب‏ها و مبارزات عدالت‏خواهانه مردم، ولایت و امامت است. هدف قطعنامه عبیداللَّه ‏بن ‏زیاد که نوشته بود: «مردى از خاندان حسین(ع) را زنده مگذارید». حتى نوشته ‏اند عبیدالله براى دستگیرى و تحویل امام زین‏ العابدین و تحویل او به مأموران پسر زیاد، جایزه قرار داد.

على‏ بن‏ الحسین(ع) در سرزنش مردم شهر کوفه چنین فرمود:

مردم، آنکه مرا مى‏ شناسد، مى ‏شناسد. آنکه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من على، فرزند حسین، فرزند على‏ بن ‏ابیطالبم. من پسر آنم که حرمتش را در هم شکستند و نعمت و مال او را به غارت بردند و خاندان وى را اسیر کردند. من پسر آنم که در کنار نهر فرات سر بریدند، در حالى که نه به کسى ستم کرده و نه با کسى مکرى به کاربرده بود. من پسر آنم که او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگ است.

 



مردم آیا شما به پدرم نامه ننوشتید؟ و با او بیعت نکردید؟ و پیمان نبستید؟ و فریبش ندادید؟ و به پیکار او برنخاستید؟ چه زشت‏کارانید و چه بداندیشه و کردارید. اگر رسول خدا به شما بگوید: فرزندان من را کشتید! و حرمت مرا در هم شکستید! شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟

سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست. مردم یکدیگر را سرزنش کردند. سپس على ‏بن‏ الحسین(ع) بر این نکته تأکید کرد که سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد که نیکوترین سیرت است. مردم کوفه که مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند که ما فرمانبردار توایم و از تو نمى ‏بریم و با هر کس که گویى پیکار مى ‏کنیم و با آنکه خواهى در آشتى به سر مى ‏بریم! یزید را مى ‏گیریم و از ستمکاران بر تو بیزاریم. ادامه مطلب...




برچسب ها : رهبری  , المشیر  , عاشقان ولایت  , ولایت المشیر  , بیت العباس المشیر  , امام حسین  , دکتر مختاری المشیری  , عاشورا  , خبر  ,


      

آستان مقدس امامزاده قاسم علیه السلام المشیر

 آستان مقدس امامزاده قاسم علیه السلام المشیر

آستان مقدس امامزاده قاسم علیه السلام ـ المشیرشهرت محلی: به امامزاده قاسم علیه السلام معروف می باشد.اطلاعات فیزیکی: آستان امامزاده قاسم علیه السلام دربخش مرکزی شهرستان قائمشهر، دهستان نوکندکلا، روستای المشیر واقع شده است.



آستان مقدس امامزاده قاسم (علیه السلام) ـ المشیر

شهرت محلی: به امامزاده قاسم (علیه السلام) معروف می باشد.این امام زاده هر ساله میزبان عذا داران امام حسین(ع) در روز تاسوعا و عاشورای حسینی میباشد.

اطلاعات فیزیکی: آستان امامزاده قاسم (علیه السلام) دربخش مرکزی شهرستان قائمشهر، دهستان نوکندکلا، روستای المشیر واقع شده است.

 

 

ادرس: استان مازندران ـ شهرستان قائمشهر ـ بخش مرکزی ـ شهر ـ دهستان نوکندکلا ـ روستای المشیر

زیارتنامه: السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا السَّیِّدُ الزَّکِیُّ، اَلطّاهِرُ الوَلِیُّ، وَالدّاعِی الحَفِیُّ؛ اَشهَدُ اَنَّکَ قُلتَ حَقّاً، حَقّاً، وَنَطَقتَ حَقّاً وَصِدقاً، وَدَعوتَ اِلی مَولایَ وَمَولاکَ، عَلانِیَةً وَسِرًّا، فازَ مُتَّبِعُکَ، وَنَجا مُصَدِّقُکَ، وَخابَ وَخَسِرَ مُکَذِّبُکَ، وَالمُتَخَلِّفُ عَنکَ، اَشهَد لی بِهذهِ الشَّهادَةِ، لِاَکونَ مَنَ الفائِزینَ بِمَعرِفَتِکَ وَطاعَتِکَ، وَتَصدیقِکَ وَاتِّباعَکَ، وَالسَّلامُ عَلَیکَ یا سَیِّدی وَابنَ سَیِّدی. اَنتَ بابُ اللهِ المُؤتی مَنهُ، وَالمَأخوذُ عَنهُ، اَتَیتُکَ زائِراً، وَحاجاتی لَکَ مُستَودِعةً، وَها اَنَا ذا اَستَودِعُکَ دینی وَاَمانَتی، وَخَواتیمَ عَمَلی، وَجَوامِعَ اَمَلی اِلی مُنتَهی اَجَلی، وَالسَّلامُ عَلَیکَ وَ رَحمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُه .

سلام بر تو ای آقای پاک و پاکیزه و سرور من و ای دعوت کننده (به حق) به مهربانی، گواهی دهم که تو حق گفتی و به حق و راستی سخن کردی و (مردم را) آشکارا و نهان بسوی مولای من و مولای خودت دعوت فرمودی رستگار شد پیرو تو و نجات یافت تصدیق کننده ات و نومید و زیانکار شد تکذیب کننده ات و آنکس که با تو مخالفت کرد گواه باش برای من این گواهی را تا من بوسیله معرفت و اطاعت تو و تصدیق و پیروی کردنت از زمره رستگاران باشم و سلام بر تو ای آقای من و ای فرزند آقای من توئی درگاه خدا که از آن درآیند و (معالم دین را) از آن بگیرند آمده ام به درگاهت برای زیارت و حاجتهای خود را به تو سپرده ام و من اکنون به تو می سپارم دینم و امانتم و سرانجام کارهایم و همه آرزوهایم را تا پایان عمرم و بر تو باد سلام و رحمت خدا و برکاتش.






برچسب ها : عاشقان ولایت المشیر  , بیت العباس المشیر  , شهر خبر  , دکتر مختاری المشیری  , تاسوعای المشیر  , امام زاده قاسم المشیر  ,

      


از چیزهایی که خوردن آن ممنوع اعلام شده است شراب می باشد و در قرآن چنین میخوانیم:«شیطان خصومت و دشمنی را به وسیله ی شراب و قمار در میان شما قرار می دهد و شما را از نماز و یاد خدا باز می دارد.» و در جای دیگر می فرماید:«شراب و قمار و بتها پلیدند و از اعمال شیطانند؛ از آن اجتناب کنید.» زیانهای همه جانبه ی شراب به قدری زیاد است که رسول اکرم آن را ریشه ی جنایات و زشتی ها معرفی فرمود. از امام پنجم علت حرام شدن شراب را سؤال کردند؛ حضرت فرمود:«دائم الخمر مانند بت پرست است. شراب رعشه ی بدن برایش پدید می آورد. مردانگی و انصافش را نابود می کند. شراب است که شراب خوار را وادار بر جسارت به نزدیکان و اقوام و خویشان؛ خونریزی و زنا می نماید. حتی از زنای با محارم ایمن نمی تواند بود. او پس از مستی این کار را بی توجه انجام میدهد.» دانشمندان تعداد امراضی را که عامل اصلی آن شراب و عرق است تقریبا 11 نوع شمرده اند: امراض معدی، دستگاه تنفس، گردش خون، امراض قلب، بیماریهای عصبی، بیماریهای مغز و کبد، امراض کلیه، امراض جلدی، حنجره و دستگاه صوت، امراض مثانه و تاثیر آن در نسلها.

            

امراض معدی:

گاستریت ساده و مزمن که بالاخره به ضعف و نابودی قوا منجر میشود. دل دردهای مختلف. بزرگ شدن غیر عادی معده تا حدی که مانند کیسه ای شده و 5 برابر موقع عادی گنجایش پیدا میکند؛یعنی ممکن است 10 تا 12 لیتر آب در ان جای بگیرد. و...

امراض دستگاه تنفس:

ریه ها در اثر الکل تورم یافته؛ لکه های بنفش یا سفیدی روی آنها ظاهر می گردد و بدون استثنا در اشخاص الکلی تنفس سخت و پر زحمت است. و...

گردش خون:

در اثر شراب مواد اصلی خون از جمله فیبرین و گلبول قرمز و... خیلی کم شده و از دست رفته، مایع خون؛ آهکی و خراب می شود. هر نوع نوشابه ی الکلی رگها را سخت و شکننده می کند و باعث می شود در اثر فشارهایی مانند کار زیاد، عصبانیت، سرما ویا گرمای غیر معمول پاره شده و سکته ی کامل یا ناقص به وجود آید. و...

امراض قلب:

در نتیجه ی خرابی خون عمل قلب مختل شده؛کم کم چربی و پیه دور آن را می گیرد و آن را سنگین و بزرگ می کند و چون قلب در حین ضربان با قوّت حرکت می کند، سنگینی مزبور موجب کندی حرکت و نامرتبی آن می گردد که قلب اینگونه افراد نامرتب میزند. و...

بیماری های کبد:

بعد از معده اولین اثر شوم الکل بر کبد ظاهر میشود که باعث می شود سلولهایش کشته شوند و در اثر اجتماع سلولهای مرده کبد از حد معمولی بزرگتر می شود. کبد تمام اشخاص دائم الخمر آغشته به نوعی چربی و مواد کثیف است و این نوع مرض به سیروز کبد مشهور است. و...

امراض جلدی و حنجره:

امراض جلدی مانند خارشهای بی جهت اگزما، جوش صورت، چاقی بی مورد و خطرناک از عوارض الکل است. حنجره التهب پیدا می کند و صدا درشت و گرفته می شود. و...

امراض مثانه و کلیه:

ماده ی سمی الکل مخاط عضله ی مزبور را ضعیف می سازد و ان را می ساید. الکل تولید سنگ مثانه می نماید و گاهی سبب بروز قند در ادرار می شود. الکل به واسطه ی آهکی کردن خون، کلیه ها را دچار اختلال و کم غذایی و ضعف و گاهی از کار افتادگی می کند.


یکی از اطباء آلمان ثابت کرده است که تاثیر الکل تا 3 نسل به طور حتم باقی است.طبق عقیده ی لوگرز از 761 وارث الکلیک ؛322 نفر فاسد، 155 دیوانه و 131 مستعد به سکته به وجود می آید.






برچسب ها : المشیر  , بیت العباس المشیر  , هیئت عاشقان ولایت المشیر  , دکتر مختاری  , پایگاه المشیر  , مشروبات الکلی  , مضرات شراب  , شراب  , دهیاری المشیر  ,

      

*بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن:

*بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

“چرا نمیتوان خدا را دید؟؟؟
جریان یک شب قدر و هزار ماه چیست؟؟؟
بر اساس قرآن قیامت چقدر طول می کشد؟؟؟

اما پاسخ سوالات با توجیهات علمی!!!!!!!!”

*بعد چهارم و مفاهیم مربوط در قرآن:

طبق نظریات جدید علمی، فضای سه بُعدی که ما در آن زندگی می‌کنیم، یک فضای خمیده است؛ به طوری که اگر سفینه‌ای از یک نقطه شروع به حرکت کند و به زعم خودش در راستای یک خط راست حرکت کند، سرانجام به نقطه شروع حرکتش خواهد رسید.
بنابراین در مقایسه با سطح یک کره که یک سطح 2 بُعدی بسته‌ای است که در جهت بُعد سوم خم شده است، می‌توان گفت جهان 3 بُعدی ما پوسته یک کره 4 بُعدی است، به عبارت دیگر جهان ما یک جهان 3 بُعدی است که در جهت بُعد چهار خم شده است.
حرکت در بُعد چهارم نتایج جالبی در بر خواهد داشت: نظیر امکان خروج از زندان بدون گذشتن از در یا دیوار، عبور از کوه بدون رفتن بالای آن و یا تونل زدن، نزدیک کردن راه‌ها، پشت و رو کردن یک موجود، توجیه ماهیت دو گانه موج ـ ذره و غیره، به نظر می‌رسد مفاهیم فوق با مفهوم برخی آیات قرآنی نزدیکی داشته باشد.

*تعاریف و مثال‌هایی از بُعد:

-نقطه یک جسم بدون بُعد است.
جسم تک بُعدی مثل یک خط فقط طول دارد.
جسم 2 بُعدی مسطح بوده و همانند یک نقاشی فقط دارای طول و عرض است.
جسم 3 بُعدی در دنیای 2 بُعدی دیده نمی‌شود، به عبارتی نامرئی است و فقط سایه آن قابل رؤیت است.
جسم 3 بُعدی مثل یک گل دارای طول و عرض و ارتفاع است، ما در دنیای 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، هر چیزی طول و عرض و ارتفاع دارد.
ما که در جهان 3 بُعدی زندگی می‌کنیم، قابلیت رؤیت اجسام 4 بُعدی را نداریم، چرا که در دنیای 3 بُعدی ما هرگز دیده نمی‌شوند و فقط سایه آن‌ها قابل رؤیت است.
چرا که چشم ما فقط می‌تواند اجسام 1، 2 و 3 بُعدی را ببیند، پس اجسامی که بُعدی بیش از 3 بُعد داشته باشند، را نمی‌توانیم ببینیم، سایه جسم 4 بُعدی هم چون فقط 3 بُعد دارد، می‌بینیم، بُعد زمان از دست می‌رود.
در بُعد پنجم، جسم 5 بُعدی طول، عرض، ارتفاع، زمان، انرژی دارد، نمایش جسم 5 بُعدی در دنیای 3 بُعدی امکان پذیر نیست، برخلاف جسم 4 بُعدی که سایه آن 3 بُعدی است و ما می‌توانیم سایه‌اش را ببینیم، حتی سایه اجسام 5 بُعدی چون 4 بُعدی است، در دنیای ما قابل مشاهده نیستند، زیرا بُعد ارتفاع، ‌زمان و انرژی از دست رفته است.

«وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِیقَاتِنَا وَکَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِی أَنظُرْ إِلَیْکَ قَالَ لَن تَرَانِی وَلَکِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِی فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ» (اعراف/ 143)

و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا! خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم، فرمود: هرگز مرا نخواهى دید، لیکن به کوه بنگر، پس اگر بر جاى خود قرار گرفت، به زودى مرا خواهى دید، پس چون پروردگارش به کوه جلوه کرد، آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد، گفت: تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم.

*حالا می‌دانیم چرا خداوند به حضرت موسی(ع) فرمود: هرگز ما را نخواهی دید، چون خداوند موجودی با ابعاد بیش از 4 بُعد است، به همین دلیل او از دید ما نامرئی است.

«وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَیْکَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْکَ وَکَلَّمَ اللّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»(نساء/164)

و پیامبرانى [را فرستادیم] که در حقیقت [ماجراى] آنان را قبلاً بر تو حکایت کردیم و پیامبرانى [را نیز برانگیختهایم] که [سرگذشت] ایشان را بر تو بازگو نکرده ایم و خدا با موسى آشکارا سخن گفت.

«وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَهٌ، إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ»(قیامت/22-23)

آرى در آن روز صورتهایى شاداب و مسرور است، و به پروردگارش می نگرد.

مثالی دیگر در روز قیامت که مردم قادر به دیدن خداوند نیستند، فقط وجود او را در قلبشان حس می‌کنند.

اجسامی که با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت می‌کنند، در مقایسه با جسمی که ایستاده یا سرعت حرکت آن کمتر است، زمان برای آن‌ها کندتر می‌گذرد.
طبق پارادوکس انیشتین.

پارادوکس دو قلوهای انیشتن چیست؟

اگر یکی از 2 قلوها با سفینه ای که سرعتی نزدیک به سرعت نور دارد به سفری60 ساله در فضا برود ( 30 سال رفت و 30 سال برگشت) و قل دیگر او در زمین زندگی کند زمان برای کسی که به فضا رفته 60 سال ولی برای کسی که در زمین مانده 4000000 سال گذشته است !!!

*زمان در بُعد چهارم:

هر سال زندگی در بُعد چهارم معادل 66666 سال زندگی در بُعد سوم یا سال زمینی است.

«تَعْرُجُ الْمَلَائِکَهُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ، فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِیلًا، إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدًا، وَنَرَاهُ قَرِیبًا»(معارج 4-7)

فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى روند، پس صبر کن صبرى نیکو، زیرا آنان [عذاب] را دور مىبینند، [ما] نزدیکش مىبینیم.

-50 هزار سال زمینی؛ یعنی فقط 9 ماه در بُعد چهارم است

-هر روز زندگی در بُعد چهارم معادل 182 سال و 7 ماه زمینی است.

-هر ساعت در بُعد چهارم معادل 7 سال و 7 ماه زمینی است.

– هر ساعت در بُعد چهارم معادل 91 ماه و 10 روز در بُعد سوم است.

– 1000 ماه معادل 10?95 ساعت یعنی 10 ساعت و 57 دقیقه است.

«قَالُوا لَبِثْنَا یَوْمًا أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ فَاسْأَلْ الْعَادِّینَ» (مؤمنون/ 113)

مىگویند: یک روز یا پارهاى از یک روز ماندیم، از شما گران [خود] بپرس.

*شما چند ساعت است در روی زمین زندگی می‌کنید؟

– 120 سال عمر در زمین معادل 15 ساعت و 45 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

– 80 سال عمر دنیوی معادل 10 ساعت و 30 دقیقه زندگی در بُعد چهارم است.

– 60 سال زمینی معادل 8 ساعت و 15 دقیقه است.

«فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مَا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَهً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ» (احقاف/35)

پس همان گونه که پیامبران نستوه صبر کردند، صبر کن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده، روزى که آنچه را وعده داده مىشوند، بنگرند، گویى که آنان جز ساعتى از روز را [در دنیا] نماندهاند [این] ابلاغى است پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت خواهند یافت.

«کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهَا لَمْ یَلْبَثُوا إِلَّا عَشِیَّهً أَوْ ضُحَاهَا» (نازعات/46)

روزى که آن را مىبینند، گویى که آنان جز شبى یا روزى درنگ نکرده اند.

– کسی که 100 سال قبل مرده فقط 13 ساعت و 10 دقیقه در بعد چهارم از مرگش می‌گذرد یعنی بخشی از یک روز.

*جریان یک شب قدر و هزار ماه:

• هر ساعت در بعد چهارم معادل 91 ماه و 10 روز در بعد سوم است.

• 1000 ماه معادل 10?95 ساعت یعنی 10 ساعت و 57 دقیقه است.

فاصله اذان مغرب تا اذان صبح شب محسوب می شود که امسال در شب بیست و سوم این فاصله معادل 10 ساعت و 20 دقیقه بود.

*بر اساس قرآن قیامت چقدر طول می کشد؟

فرشتگان و روح (فرشته مخصوص) به سوى او عروج مى کنند در آن روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است. سوره معراج آیه 4. 
شاید به نظر بعضی مغرضان این حرف مسخره به نظر آید.اما از لحاظ علمی قابل اثبات است.

بر طبق نظریه دوقلو ها هر روز زندگی در بعد چهارم معادل 182 سال و 7 ماه زمینی است.هر ساعت در بعد چهارم معادل 7 سال و 7 ماه زمینی است.

یعنی 50 هزار سال زمینی فقط نه ماه در بعد چهارم است. به مانند همان نه ماهی که ما از رحم مادر خارج می شویم و به همان اندازه طول می کشد که به سوی خدا باز گردیم.

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ





برچسب ها : المشیر  , عاشقان ولایت  , عاشقان المشیر  , بیت العباس المشیر  , دکتر مختاری المشیری  , بعد چهارم قران  , تاسوعای المشیر  ,

      

چرا قرآن کریم به زبان عربی است,قرآن کریم

چرا قرآن کریم به زبان عربی است؟

برای جواب به این سوال، نکاتی را که متناسب با مورد توجه قرار دادن دو ویژگی:

الف: ویژگی های خاص منطقه ی شبه جزیره ی عربستان

ب: خصوصیات منحصر به فرد زبان عربی است، بیان می کنیم:

1: منطقه ی شبه جزیره ی عربستان، محل پرورش و توسعه ی ادیان و شریعت های مختلف بوده  است.

2: خانه ی کعبه به عنوان یکی از بزرگترین مکان های مقدس، در این منطقه بنا شده است.

3: بدیهی است زمانی که قرآن کریم بر مخاطبین عرب زبان، نازل شود، باید با زبانی هماهنگ با آنان باشد و اگر غیر از این بود، این سوال جا داشت که گفته شود چرا قرآن به زبانی هماهنگ با مخاطبین اش نازل نشده است.

« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّـهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ [ابراهیم/4] و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان ، پیام وحى را به روشنى] براى آنان بیان کند. پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر تعصب و عنادش] گمراه مى‏کند ، و هر کس را بخواهد هدایت مى‏نماید، و او تواناى شکست‏ناپذیر و حکیم است ».

4 : دسترسی منطقه ی عربستان به جاده ی ابریشم، نقش بسزایی در تبادل افکار و عقاید را ایفاء می کرده که در نتیجه ی آن ترویج و گسترش دین اسلام را به سایر نقاط به همراه داشته است.

بدین جهت، بدیهی است زمانی دین مبین اسلام می توانست سراسری و جهانی گردد که، ابتدا این دین در منطقه ی بعثت پیامبر، مورد قبول واقع شود و عرب ها به آن ایمان آورده باشند و سپس بعد از آن انتظار گسترش به باقی مناطق را داشت.

5 : زبان عربی یکی از وسیع ترین و کامل ترین زبان ها از حیث لغت و واژگان است.

زبان شناسان عقیده دارند که زبان عربى داراى امتیازاتى است که در سایر زبان ها نیست ؛ قواعد آن قیاسى تر از سایر زبان هاست. اشتقاق کلمات و واژه هاى آن بیش از سایر زبان هاست.

براى مثال افعال در زبان عربى به جاى شش صیغه، چهارده صیغه دارند; تمام اسم ها م?نث و مذکر دارند و افعال و ضمایر و صفت ها مطابق آن ها مى باشند. دستور زبان و علم فصاحت و بلاغت آن نیز، این زبان را از دیگر زبان ها ممتاز مى سازد; از این رو در باره ى زبان عربى قرآن، می فرماید: نزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ ، عَلَى قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ ، بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ (شعرا آیه 193- 195) نازل نمود جبرئیل امین بر قلب تو به زبان عربی آشکار .

در روایتى آمده است:
«یبیّن الألسن و لا تبیّنه الألسن(اصول کافى، ج2، ص637، کتاب فضل القرآن) عربى فصیح، از واژه ها و ساختارى برخوردار است که گویایى دیگر زبان ها را دارد، در حالى که زبان هاى دیگر گویایى زبان عربى را ندارند».

در تفسیر نورالثقلین در تفسیر “بلسان عربی مبین”‌ شخصی به نام حجال از امام صادق(علیه السلام) سوال نمود. ایشان فرمودند: یعنی آن زبان ها را روشن می کند و آن را زبان ها روشن نمی کنند.( نورالثقلین: ج 4، ص 65، فصلت، آیه 44)

6 : زبان عربی، زبان اهل بهشت نیز معرفی شده است. حضرت رسول صلوات الله علیه می فرمایند:

«اُحبُّ العربَ؛ لثالث، لأنّی عربی والقرآن عربی و کلام اهل الجنة عربی،[ محمد حسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 545] یعنی من عرب را به خاطر سه چیز دوست می دارم: اول این که خودم عرب هستم، دوم این که قرآن عربی است، و سوّم این که زبان اهل بهشت عربی است ».


7 : شیوایی و رسایی این زبان به حدی است که می توان بدون ابهام ، مقصود خود را بطور واضح و روشن به مخاطب فهماند. چنانچه خداوند نیز در کلام خود می فرمایند:

« قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (زمر/28) قرآنى است گویا و روشن بدون هر گونه انحراف و کژى، براى اینکه [در سایه تعالیمش از شرک ، عصیان و فساد] بپرهیزند.»

8- با توجه به حکیم بودن خداوند و این که او خالق و معلم زبان انسان هاست و مرتبه هاى استوارى و کیفیت زبان ها را مى داند، نازل شدن قرآن به زبان عربى چیزى جز مقتضاى مصلحت و حکمت الهى نیست.

کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکِیم خَبِیر;( هود، آیه 1) این کتابى است که آیاتش استحکام یافته، سپس تشریح شده، از نزد خداوند حکیم و آگاه - نازل گردیده است.

 نکته ی آخر:
قرآن کریم درباره ی مشرکانی که این چنین سوالاتی را به قصد شبهه افکنی بیان می کنند، می فرمایند:

« وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى? بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ  فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مَا کَانُوا بِهِ مُ?ْمِنِینَ [شعراء/198-199] اگر آن را بر برخى از غیر عرب‏ها نازل کرده بودیم، و او آن را بر عرب‏ها مى‏خواند ، باز هم به آن ایمان نمى‏آوردند!».

منابع:
rqoran.mihanblog.com
porsemanequran.com

 






برچسب ها : المشیر  , هیئت عاشقان ولایت المشیر  , دکتر مختاری المشیری  , بیت العباس المشی  ,

      
   1   2   3   4   5   >>   >





پیج رنک گوگل